ابراهيم عاملي ( موثق )

166

تفسير عاملي ( فارسي )

بمدح تلفّظ شود ، ولى در جمله ى ناتمام خلاف فصاحت است ، و اينجا هم جمله در « أُولئِكَ سَنُؤْتِيهِمْ » ختم مىشود ، ولى زجّاج آن را جايز دانسته است و گفته است در شعر عرب اين طور جمله زياد است مثل : « نحن بني ضبّة اصحاب الجمل » يعنى : ما كه مقصود افراد قبيله ى ضبّه است و نگهبانان شتر عايشه ، كه در اين شعر ، كلمه ى اصحاب با نصب گفته شده است و منصوب بفعل مقدر است . مجمع : بگفته ى آنها كه كلمه ى « مقيمين » منصوب بمدح است جمله اينطور معنى مىشود « اذكر المقيمين الصّلاة و هم المؤتون الزّكاة » و گفته‌اند : مقصود از « الْمُقِيمِينَ الصَّلاةَ » پيغمبران هستند يا ملائكه كه نماز آنها تسبيح و تقديس خداوند است كشّاف : كلمه ى « مقيمين » منصوب بمدح است براى آشكار شدن فصل نماز چنان كه سيبويه شواهد زياد از كلام عرب نقل كرده است . و آن كه پنداشته است در نوشتن قرآن اشتباه شده است خود نفهميده است كه عرب تا چه اندازه به كلمه ى منصوب باختصاص علاقه دارد و او نتوانسته است تشخيص بدهد ، آن مسلمين كه در قرآن وصف شده‌اند دلبستگى آنها به قرآن بيش از آن بود كه رخنه و نواقص در نوشتن قرآن بجاى گذارند تا ديگران بيايند و اصلاح كنند . و قرائت مالك بن - دينار و عيساى ثقفى و جحدرى « مقيمون » بوده است ، با واو . سخن ما : در آيه 161 و 160 از « فَبِظُلْمٍ مِنَ الَّذِينَ هادُوا . . . عَذاباً أَلِيماً » را كه انسان ميخواند شايد اوّل تعجّب كند كه چرا براى گناه و ستم ، مردم از بهره هاى زندگى محروم شوند ، اين چه مجازاتى است و در آن چه مصلحتى شايد جواب اين باشد كه آيات نقل سرگذشت ملَّتهاى چند هزار سال پيش است كه بشر دوران اوّل كودكى خود را طى ميكرد و مانند بچه اى بود كه بچيزهاى كم ارزش خود را دل خوش ميداشت ، و چون فعّاليتهاى او منحصر بود به آماده كردن مختصر وسيله ى خوردن و پوشيدن و دفاع از دشمن ، و مهمتر نتيجه ى كار و كوشش او مختصر خوردنى بود كه بچنگ ميآورد ، پس اگر او را محروم از آن ميكردند بسيار سخت و